شب خیلی سردی بود دیشب و عجیب تاریک.... مثل دنیا .
توی تموم این آسمون تیره و سیاه یه ستاره بود که دلش.....
دیشب ستاره مرد. شکست
و من دیدم شراره های نقره ای رو که توی سیاهی شب یه لحظه آسمونو روشن کرد.
و بعد دوباره سیاهی مطلق بود.
دلم براش تنگ میشه.
هر روز براش یه ستاره می کارم شاید.....
شاید ها خیلی زیاده اما کسی نمی فهمه.
همون طور که ستاره رو نفهمید.
و با حرف هاش شکستش...
امروز اولین روزیه که ستاره کوچ کرد................*
|
منم این خسته دل درمانده به تو بیگانه پناه آورده منم آن از همه دنیا رانده در رهت هستی خود گم کرده از ته کوچه مرا می بینی می شناسی ام و در می بندی شاید ای با غم من بیگانه بر من از پنجره ای می خندی با تو حرفی دارد دل خسته و بیمارم جز تو ای دور از من از همه بیزارم آره خوب همیشه اونی که دوسش داری قلبتو می شکونه ولی نه هیچ وقت |
جگونه پوست زيبايی داشته باشيم؟ | جذاب شويد...
مدل لباس برای گل خانمها
عکس هايی از فوتبالیستا | بکگراندهای متحرک
عکس کارتونی