تبليغاتX
عکس- اس ام اس - کلیپ و هر چی بخواهی

r47ys9qxyrn6kt9xdoo.jpg
نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 20:59 توسط نرمک |

26

وقتی سکوت

تک تک نرده های دیوار خانه ام را فرا گرفت و

هیاهوی درونم در پیچک مرموز شبهای تنهاییم

درهم تنیده شد

هیچ کسی نبود که مرا در یابد

وقتی قطره های باران بر گونهای می چکید و

با اشکهایم در هم می آمیخت

هیچ کسی نبود که اشکهیم را از بارن باک کند

بوی خیسسی باران زدگی

بوی عطر تنت

بوی شور و مستی دیدنت

و نبود ی که باریدنم را ببینی چه بی وقفه بود

هنوزم پنجره اطاقم خیس است

نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 11:28 توسط نرمک |

 

نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 11:28 توسط نرمک |

25

 

نوشته شده در دوشنبه هفتم مرداد 1387 ساعت 11:24 توسط نرمک |

عشق

 

خوشا سوز عشق و خوشا درد عشق

خوشا سینه ی پر درد عشق

خوشا عاشقان و شب تارشان


خوشا ناله های دل آزارشان

نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 20:46 توسط نرمک |

عشق

 

خوشا سوز عشق و خوشا درد عشق

خوشا سینه ی پر درد عشق

خوشا عاشقان و شب تارشان


خوشا ناله های دل آزارشان

نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 20:46 توسط نرمک |

عشق

 

خوشا سوز عشق و خوشا درد عشق

خوشا سینه ی پر درد عشق

خوشا عاشقان و شب تارشان


خوشا ناله های دل آزارشان

نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 20:46 توسط نرمک |

سخته

چقدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی و وقتی دیدیش جز سلام نتونی بگی

چقدر سخته توی چشمای کسی که تمام عشقت را ازت دزدید و بجاش یه زخم همیشگی

روی قلبت گذاشت زل بزنی و به جای این که لبریز کینه و نفرت باشی حس کنی هنوز

دوسش داری !

چقدر سخته وقتی پشتت بهش دونه های اشک گونه ها تو خیس کنه اما مجبور باشی

بخندی که نفهمه هنوزم دوسش داری!

نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 20:45 توسط نرمک |